پیش‌بینی سیاست اصولا کار آسانی نیست اما این در مورد ایران صد چندان صدق می‌کند. این یکی از غیر قابل پیش‌بینی‌ترین جوامع دنیا است و این رفتار سیاسی مردمان آن است که همیشه تمام معامله‌ها را بر هم زده و همه را غافلگیر کرده است.

سی و دومین کنگره‌ی مارکسیست‌های پاکستان روز شنبه ۹ مارس افتتاح و از نظر تعداد رفقا و هواداران حاضر بسیار فرای انتظارات بود. در روز اول ۲۷۶۹ رفیق ثبت نام کردند تا این بزرگ‌ترین کنگره‌ی تاریخ ما باشد. رفقا از سراسر کشور با روحیه‌ای از شور و شوق عظیم آمدند در حالی که این کشور وارد عمیق‌ترین بحران تاریخ خود شده است.

هوگو چاوز دیگر در میان ما نیست. آرمانِ آزادی، سوسیالیسم و بشریت یکی از حامیان شجاعش را از دست داده است. او در روز سه‌شنبه، ۵ مارس، در ساعت ۴:۲۵ بعداظهر به وقت محلی درگذشت. خبر را مادورو، معاون رئیس‌جمهور، اعلام کرد. رئیس‌جمهور تنها ۵۸ سال داشت و ۱۴ سال بود که در قدرت بود. او دو سال است که با سرطان نبرد می‌کند اما خبر مرگش که اعلام شد، بهت‌آور بود.

شرایط ایرانِ امروز به گونه‌ای است که نمی‌توان از رواج روحیه‌ی یاس و نومیدی میان بخش‌های قابل توجهی از جمعیت متعجب بود. توده‌های ایران در سال ۸۸، پیش از آغاز دور نوین جنبش‌های انقلابی در جهان عرب و سپس سراسر جهان، با تمام توان خود، علیه یکی از سرکوب‌ترین رژیم‌های جهانِ امروز، به میدان آمدند. آن‌ها هیچ چیز از فداکاری و قهرمانی و بیباکی کم نگذاشتند اما جنبشِ آن‌ها به علت فقدان رهبری موثر، شکست خورد و نتیجه‌ی این شکست نه فقط ادامه‌ی اوضاع موجود که ویرانی هر چه بیشتر کشور بوده است. ورشکستگی اقتصادِ سرمایه‌داری در ایران باضافه‌ی تحمیل تحریم‌های تهاجمی از سوی غرب وضع زندگی تود‌ه‌ها را بدتر از پیش ساخته است. چنان‌که در سند حاضر شرح خواهیم داد، این نه فقط طبقات کارگر و زحمتکش که طبقات متوسط و میانی را نیز بی‌چیز و ویران ساخته است.

این ششمین روز اعتراضاتی بود که در ابتدا در مخالفت با حکم رئیس‌جمهور که تمام قدرت‌های دولتی را در دستان او متمرکز می‌کرد آغاز شد. این فرمان،‌ غیر از اجازه به او برای حکومت با مصونیت در مقابل قوه قضائیه،‌ در ضمن به او امکان می‌داد دست به «هر اقدام‌ لازم برای دفاع از انقلاب» بزند. این در واقع بهانه‌ای بود برای انجام کاری دقیقا برعکس! واکنش به فرمان در ابتدا محدود به لایه‌هایی نسبتا اندک، بیشتر جوانان، بود. اما با سرکوب هر چه سنگین‌تر اعتراضات، دلایل اصلی پشت فرمان برای جمعیتِ وسیع‌تر روشن و روشن‌تر شد.

انترناسیونال سوم رسما به خاک سپرده شده است. به خارترین و حقیرترین شیوهای که میتوان تصور کرد، از صحنهی تاریخ کنار رفته است. استالین با عجله و بی مشورت با هیچ یک از احزاب عضو، تا چه برسد به صفوف اعضای آنها در سراسر جهان، بی هیچ بحث و تصمیم دموکراتیک، در نتیجهی فشار امپریالیسم آمریکا، خائنانه کمینترن را کنار گذاشته است.

اسپانیا در چند روز گذشته دوباره در قلب طوفان بحران اقتصادی اروپا بوده است. قضیه اساسا بر سر بروز بحران عمیق سرمایه‌داری اسپانیا و عواقب وخیم اجتماعی و سیاسی آن و تاثیر آن بر اقتصاد بقیه‌ی اروپا و جهان است.

اوضاع در مقیاس جهانی به سرعت رعد و برق در حرکت است. پس از انقلاب عرب، رویدادها به سرعت، یکی پس از دیگری، از راه رسیدند:‌ جنبش «ایندیگنادو»ها (برآشفتگان) در اسپانیا؛ موج اعتصاب‌ها و تظاهرات‌ها در یونان؛ شورش‌ها در بریتانیا؛ جنبش در ویسکانسین و جنبش اشغال در آمریکا؛‌ سرنگونی قذافی؛ سرنگونی پاپاندرو و برلوسکونی؛ تمام این‌ها نشانه‌های عصر حاضر هستند.

رفقا، صدها هزار نفر از جوانان، کارگران و انقلابیون حقیقی چشم امید خود را به «سوسیالیست‌های انقلابی» بسته‌اند. نه فقط در مصر، که در سراسر جهان عرب. ما از شما تقاضا می‌کنیم موضع خود در حمایت از مرسی را کنار بگذارید و به خیابان‌ها، کارخانه‌ها، دانشگاه‌ها و محلات بریزید و به کارگران و جوانان ماهیت ضدانقلابی هم شفیق و هم مرسی را توضیح دهید و ماهیت گندیده و ارتجاعی سرمایه‌داری مصر را افشا کنید.