"دیگر بس است! ما 99 درصد هستیم!" این احساسِ جوانان شجاعی است که اکنون پلازای آزادی در شهر نیویورک، در چند قدمی وال استریت، را به اشغال درآورده‌اند. این احساس فروخورده‌ی میلیون‌ها نه، میلیاردها نفر در سراسر جهان است. بیکاری بس است! جنگ بس است! فقر بس است! تبعیض بس است!

لندن به طور سنتی یکی از مراکز تجاری بزرگ جهان به حساب می آمده است. اما از سی سال پیش منطقه سیتی این شهر به همراه کنری ورف (Canary Wharf) به مرکز تعیین سیاست های بزرگ اقتصادی و مالی دنیا تبدیل شد. جایی که بزرگترین بانک های دنیا، بنگاههای مالی و سرمایه گذارها استقرار دارند و آنرا به نماد سرمایه داری تبدیل کرده اند. چسبیده به این نماد سرمایه داری، تاور هملتس یکی از فقیرترین محلات لندن وجود دارد و تصویر سرمایه داری را به خوبی کامل می کند.

احمدی‌نژاد و متحدینش درون رژیم ایران که دست به تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ زدند انتظار عواقبش را نداشتند. در واقع همین کار را قبلا هم٬ گرچه در مقیاسی بسیار کوچک‌تر٬ در زمان «پیروزی» احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری قبلی کرده بودند. اما مردم ایران توان تحمل بیشتر فقر و بدبختی را نداشتند. آن‌ها چیزی برای از دست دادن نداشتند و از موسوی به عنوان نقطه وحدت خود استفاده کردند. میلیون‌ها نفر در اولین روزها بیرون آمدند و اصلا انتظار اتفاقی هم نداشتند.

سرمایه‌داری در ایران از نظر تاریخی توسعه‌ای به نسبت متاخر داشته است. ضعف آن نسبت به سرمایه‌داری اروپا به این معنی بود که لاجرم تحت فرمان این دومی توسعه یافت. اینگونه ایران به عنوان بخشی از تقسیم جهانی کار به بازار جهانی کشانده شد؛ تقسیمی که کل رشد پیشین سرمایه‌داری ایجاد کرده بود. بخصوص کشف نفت بود که در توسعه‌ی جامعه‌ی ایران نقش داشت. هدف اصلی ایران در بازار جهانی تامین نفت بوده است. این موقعیت تا امروز ادامه دارد.

اولین بار حدود ده ماه پیش نوشته شد. تکمیل آن پس از بحث‌های مربوطه و ترجمه‌ی آن متاسفانه روند چاپ را چند ماه به تاخیر انداخت. اما جالب این‌جا است که با گذشت چند ماه بسیاری از گمان‌های ما توسط رویدادهای واقعی تایید شده‌اند:‌ مثلا آغاز عصر انقلاب‌ها و ضدانقلاب‌ها که با غرش برق‌آسای انقلاب عرب تایید شده است و یا افزایش بحران اقتصادی کشور و یا بیشتر شدن دعواهای درونی رژیم و مشخصا به جان هم افتادن خامنه‌ای و احمدی‌نژاد. "مبارزه طبقاتی" از نظرات و پیشنهادات شما در مورد چشم‌اندازهای ما و بحث و گفتگوی وسیع حول آن استقبال می‌کند. – ۳ خرداد ۱۳۹۰

رژیم مراکش با احتیاط بسیار حرکت می‌کند و هر چه از دستش بر می‌آید انجام می‌دهد تا از موقعیت‌هایی که به تخاصم بین جوانان انقلابی و نیروهای سرکوب دولتی منجر شود دوری کند اما جنبش مدام قوی‌تر می‌شود. در چنین موقعیتی بود که مارکسیست‌های مراکش٬ متشکل در «اتحادیه عمل کمونیستی»٬ برای اولین مدرسه مارکسیستی بهاره‌ی خود گرد هم آمدند.

توضیح مترجم: «جد و جهد» (مبارزه) سازمان «گرایش بین‌المللی مارکسیستی» در پاکستان است. افکار این سازمان در ایران را گروه کمونیستی «مبارزه طبقاتی» پیش می‌برد. رویکرد بلشویکیِ رفقای «جد و جهد» به فعالیت در سخت‌ترین شرایط همیشه مایه‌ی الهام ما و «مبارزه طبقاتی» بوده است. در این‌جا گزارش دو روزِ ۳۰امین کنگره‌ی این سازمان را که در شهر لاهورِ پاکستان برگزار شد می‌خوانید. گزارش‌ها را نویسنده‌ی وب‌سایتِ «در دفاع از مارکسیسم» (Marxist.com)‌ که در کنگره حاضر بوده نوشته و ما به فارسی برگردانده‌ایم.

در طبیعت پس از زلزله٬ پس‌لرزه می‌آید. اثرِ این پس‌لرزه‌ها می‌تواند به همان فاجعه‌باری انفجار اولیه باشد. آن‌چه اکنون شاهدش هستیم همین پدیده در سطح جامعه و سیاست است. زلزله‌ی انقلابی در مصر و تونس به دوردست‌ترین نقاط جهان عرب‌زبان لرزه انداخته است. الجزایر٬ مراکش٬ لیبی٬ سودان٬ بحرین٬٫ اردن٬ عراق٬ یمن٬ کویت٬ جیبوتی – بر این فهرست هر روز افزوده می‌شود نه روز به روز که ساعت به ساعت.

بر خلاف آن‌چه رسانه‌های بورژوایی مدعی‌اند٬ انقلاب‌ها را مبلغین شخصی یا گروه‌های کوچک نمی‌سازند. آن‌ها را توده‌ی مردم می‌سازند و سال‌های سال انحطاط نظام کهن که دیگر نمی‌تواند جامعه را پیش ببرد تدارک‌شان می‌بیند. از سوی دیگر وقتی جامعه‌ای آماده‌ی انقلاب است یعنی وقتی تناقضات به سطحی خطیر رسیده٬ نیرویی کوچک می‌تواند در رویدادهای پیش رو نقشی بزرگ بازی کند.

۹ فوریه ۲۰۱۱ – مواقعی هست که تظاهرات توده‌ای برای سقوط رژیم کافی است. اما مصر یکی از آن‌ها نیست. تمام تلاش‌های توده‌ها برای سرنگونی مبارک از طریق تظاهرات و اعتراضات خیابانی تا بحال در دستیابی به هدف اصلی ناکام مانده.