این ششمین روز اعتراضاتی بود که در ابتدا در مخالفت با حکم رئیس‌جمهور که تمام قدرت‌های دولتی را در دستان او متمرکز می‌کرد آغاز شد. این فرمان،‌ غیر از اجازه به او برای حکومت با مصونیت در مقابل قوه قضائیه،‌ در ضمن به او امکان می‌داد دست به «هر اقدام‌ لازم برای دفاع از انقلاب» بزند. این در واقع بهانه‌ای بود برای انجام کاری دقیقا برعکس! واکنش به فرمان در ابتدا محدود به لایه‌هایی نسبتا اندک، بیشتر جوانان، بود. اما با سرکوب هر چه سنگین‌تر اعتراضات، دلایل اصلی پشت فرمان برای جمعیتِ وسیع‌تر روشن و روشن‌تر شد.

انترناسیونال سوم رسما به خاک سپرده شده است. به خارترین و حقیرترین شیوهای که میتوان تصور کرد، از صحنهی تاریخ کنار رفته است. استالین با عجله و بی مشورت با هیچ یک از احزاب عضو، تا چه برسد به صفوف اعضای آنها در سراسر جهان، بی هیچ بحث و تصمیم دموکراتیک، در نتیجهی فشار امپریالیسم آمریکا، خائنانه کمینترن را کنار گذاشته است.

اسپانیا در چند روز گذشته دوباره در قلب طوفان بحران اقتصادی اروپا بوده است. قضیه اساسا بر سر بروز بحران عمیق سرمایه‌داری اسپانیا و عواقب وخیم اجتماعی و سیاسی آن و تاثیر آن بر اقتصاد بقیه‌ی اروپا و جهان است.

اوضاع در مقیاس جهانی به سرعت رعد و برق در حرکت است. پس از انقلاب عرب، رویدادها به سرعت، یکی پس از دیگری، از راه رسیدند:‌ جنبش «ایندیگنادو»ها (برآشفتگان) در اسپانیا؛ موج اعتصاب‌ها و تظاهرات‌ها در یونان؛ شورش‌ها در بریتانیا؛ جنبش در ویسکانسین و جنبش اشغال در آمریکا؛‌ سرنگونی قذافی؛ سرنگونی پاپاندرو و برلوسکونی؛ تمام این‌ها نشانه‌های عصر حاضر هستند.

رفقا، صدها هزار نفر از جوانان، کارگران و انقلابیون حقیقی چشم امید خود را به «سوسیالیست‌های انقلابی» بسته‌اند. نه فقط در مصر، که در سراسر جهان عرب. ما از شما تقاضا می‌کنیم موضع خود در حمایت از مرسی را کنار بگذارید و به خیابان‌ها، کارخانه‌ها، دانشگاه‌ها و محلات بریزید و به کارگران و جوانان ماهیت ضدانقلابی هم شفیق و هم مرسی را توضیح دهید و ماهیت گندیده و ارتجاعی سرمایه‌داری مصر را افشا کنید.

تناقضات عظیمی در جامعه‌ی ایران تلنبار شده است. بحران اقتصادی چون باری سنگین بر دوش توده‌های ایران سنگینی می‌کند. فقر، بیکاری و ویرانگرتر از همه، تورم، چون سنگی بر شکم میلیون‌ها نفر فشار می‌آورد. سرخوردگی و استیصال به اوج‌های جدیدی رسیده و جامعه چون انباری از باروت آماده‌ی انفجار است. با این همه و علیرغم این فضای پرتنش، جنبش سبز، که روزی میلیون‌ها نفر آن‌را طلوع صبحی تازه می‌دانستند، به زحمت قادر به وصل شدن به روحیه‌ی خیابان‌ها و کارخانه‌ها است. تظاهرات روز ۲۵ بهمن امسال بسیار متفاوت از آن جنبش توده‌ای بود که خیابان‌های تهران را در تابستان، پاییز و زمستان سال ۸۸ پر کرد.

انقلاب عرب تئوری هانتینگتون را زیر سوال برده است. طبق این تئوری، معروف به «برخورد تمدن‌ها»، فرهنگ و هویت اسلامی، و جنگ‌ها و درگیری هایی بر پایه مذهب کلید اصلی فهم تحولات است. به وضوح دیده ایم که انقلاب عرب بر بنیان‌های اقتصادی و تضادهای ذاتی نظام حاکم شکل گرفته است. 

مقدمه‌ی مترجم: این شماره‌ی «مبارزه طبقاتی» را که می‌بستیم با تناقض جالبی مواجه بودیم. در این فکر بودیم که مقاله‌ای راجع به یونان در نشریه قرار بدهیم یا نه. مشکل این‌جا بود که هر ساعت که می‌گذشت تحولات یونان شدت می‌گرفت و مطمئن بودیم هر مقاله‌ای ترجمه کنیم یا بنویسیم، تا زمان چاپ نشریه رویدادها بیشتر شتاب گرفته‌اند و مقاله قدیمی شده. این در مورد مقاله‌ی حاضر نیز صدق می‌کند گرچه به نظر ما تحلیل بنیادین نهفته در آن و راه‌حلی که نسبت به اوضاع ارائه می‌دهد باعث شده همچنان قابل خواندن باشد.